|
English as a second language We Are Different basket case [slang] کسی که در شرایط بدی باشد someone or something in a useless or hopeless condition EXAMPLE 1: After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, Tanya felt like a basket case. EXAMPLE 2: After running the marathon, Brian felt like a basket case.
درباره وبلاگ انگلیسی و دیگر هیچ... با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ به منظور ارائه مطالبی جهت کمک به زبان آموزان ساخته شده است . از دوستان خواهشمندم با نظرات و انتقادات خودشان ما را در ارائه هر چه بهتر این هدف یاری نمایند .با تشکر آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات پيوندها |
|||
|
|