English as a second language
We Are Different

basket case [slang]

کسی که در شرایط بدی باشد

 someone or something in a useless or hopeless condition

EXAMPLE 1:  After working a 12-hour day and then coming home and cooking dinner for her family, Tanya felt like a basket case.

EXAMPLE 2: After running the marathon, Brian felt like a basket case.
 




            ارسال نظر(0)
جمعه 12 آبان 1391 :: 14:15
vrdifferent

درباره وبلاگ


انگلیسی و دیگر هیچ... با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ به منظور ارائه مطالبی جهت کمک به زبان آموزان ساخته شده است . از دوستان خواهشمندم با نظرات و انتقادات خودشان ما را در ارائه هر چه بهتر این هدف یاری نمایند .با تشکر
نويسندگان
پيوندها
 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران