English as a second language
We Are Different

on edge

در حال عصبی شدن

nervous; irritable

EXAMPLE 1: Whenever Susan feels on edge, she takes several deep breaths and starts to feel more relaxed.

EXAMPLE 2: Ever since his car accident, Neil has felt on edge.
 




            ارسال نظر(0)
پنج‌شنبه 06 مهر 1391 :: 12:53
vrdifferent

 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید