English as a second language
We Are Different
save the day
وضعیت بدی را برطرف کردن

to prevent a disaster or misfortune

EXAMPLE 1: The Christmas tree was on fire, but Ted threw water on it and saved the day.

EXAMPLE 2: We forgot to buy champagne for our New Year's party, but Sonia brought some and really saved the day!



            ارسال نظر(0)
سه‌شنبه 04 مهر 1391 :: 16:15
vrdifferent

 
 
 

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید