|
English as a second language We Are Different save the day
وضعیت بدی را برطرف کردن to prevent a disaster or misfortune EXAMPLE 1: The Christmas tree was on fire, but Ted threw water on it and saved the day. EXAMPLE 2: We forgot to buy champagne for our New Year's party, but Sonia brought some and really saved the day!
درباره وبلاگ انگلیسی و دیگر هیچ... با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ به منظور ارائه مطالبی جهت کمک به زبان آموزان ساخته شده است . از دوستان خواهشمندم با نظرات و انتقادات خودشان ما را در ارائه هر چه بهتر این هدف یاری نمایند .با تشکر آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات پيوندها |
|||
|
|