|
English as a second language We Are Different on edge در حال عصبی شدن nervous; irritable EXAMPLE 1: Whenever Susan feels on edge, she takes several deep breaths and starts to feel more relaxed. EXAMPLE 2: Ever since his car accident, Neil has felt on edge.
درباره وبلاگ انگلیسی و دیگر هیچ... با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ به منظور ارائه مطالبی جهت کمک به زبان آموزان ساخته شده است . از دوستان خواهشمندم با نظرات و انتقادات خودشان ما را در ارائه هر چه بهتر این هدف یاری نمایند .با تشکر آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات پيوندها |
|||
|
|