|
English as a second language We Are Different kid around بشوخی با مسئله برخورد کردن، سربسر کسی گذاشتن to joke around; to tease EXAMPLE 1: Jeremy loves to kid around, so don't be offended by anything he says. EXAMPLE 2: While they were kidding around, Tim accidentally poked Rob in the eye. He had to be rushed to the emergency room of the hospital.
درباره وبلاگ انگلیسی و دیگر هیچ... با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ به منظور ارائه مطالبی جهت کمک به زبان آموزان ساخته شده است . از دوستان خواهشمندم با نظرات و انتقادات خودشان ما را در ارائه هر چه بهتر این هدف یاری نمایند .با تشکر آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات پيوندها |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید