|
English as a second language We Are Different crank out چیز زیادی را تولید کردن to produce rapidly or in a routine manner EXAMPLE 1: Last night, Nicole cranked out 200 signs for her campaign. EXAMPLE 2: We just bought a new printer at work. It can crank out 20 pages per minute.
درباره وبلاگ انگلیسی و دیگر هیچ... با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ به منظور ارائه مطالبی جهت کمک به زبان آموزان ساخته شده است . از دوستان خواهشمندم با نظرات و انتقادات خودشان ما را در ارائه هر چه بهتر این هدف یاری نمایند .با تشکر آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات پيوندها |
|||
|
|