|
English as a second language We Are Different bite off more than one can chew لقمه بزرگتر از دهان برداشتن to take on more than one is capable of; to take on too much EXAMPLE 1: Jennifer is having a dinner party for 50 people, and she can't even cook. I think she's bitten off more than she can chew. EXAMPLE 2: You agreed to host 50 exchange students from Korea? Aren't you afraid you've bitten off more than you can chew?
درباره وبلاگ انگلیسی و دیگر هیچ... با عرض سلام خدمت دوستان عزیز این وبلاگ به منظور ارائه مطالبی جهت کمک به زبان آموزان ساخته شده است . از دوستان خواهشمندم با نظرات و انتقادات خودشان ما را در ارائه هر چه بهتر این هدف یاری نمایند .با تشکر آخرین مطالب آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات پيوندها |
|||
|
|
نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید
کد ۶ رقمی ارسالشده به ایمیل و رمز عبور جدید را وارد کنید.
در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید
دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید